نظرات ()((جیش العمر)) اعلام موجودیت کرد
یک گروه سیاسی - نظامی بامعرفی خود بعنوان "جیش العمر" مسوولان و مردم خراسان رضوی را به ترور فیزیکی و شخصیتی تهدید کرد.
به گزارش شیعه آنلاین، اخیرا شبنامه ای با امضای گروهی که خود را "جیش العمر" می نامند در شهرستان "خواف" پخش شده که به مقاومت کنندگان در قبال خواسته های این گروه هشدار و آنها را به ترور و عملیات انتحاری تهدید نموده است.
نویسندگان شبنامه مذکور از یک مسوول محلی حمایت شدیدی کرده و وی را که اهل سنت است به سخنرانی و ابراز عقیده بر علیه تشیع دعوت کرده است.
در این شب نامه آمده است: جناب آقای ... آزادانه عقاید خود را بیان کنید و از هیچ چیز نترسید که ما با شما هستیم و در صورت مشاهده کوچکترین مخالفت هر کس که باشد از خرد و کلان ترور شخصیت و فیزیکی وانتحاری خواهیم کرد، "از شما اشاره کردن از ما به سر دویدن و جان فدا کردن".
در این شبنامه گروه مذکور خواستار تغییر کتب درسی براساس عقاید اهل سنت، منصوب کردن استاندار و مسوولان سنی مذهب در این منطقه شده اند.
آنها از نماینده خود خواسته اند تا برای استخدام جوانانشان در دستگاهای دولتی تلاش و پستهای کلیدی را به همفکران خود بسپارد.
گروه مذکور در شبنامه خود هفته وحدت را به تمسخر گرفته و برای جمعیت 40 درصدی شیعیان این شهرستان تعیین تکلیف کرده اند که اجازه برگزاری مراسم عزاداری عاشورا و تاسوعا را نخواهند داد.
در متن این شبنامه به هشت خواسته توجه جدی شده و مقاومت کنندگان در برابر این خواسته ها به مرگ تهدید شده اند.
این بندها شامل:
1- با توجه به جمعیت 95 درصدی اهل سنت، فرماندار، روسای آموزش و پرورش، دانشگاه پیام نور، ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، جهاد کشاورزی، بیمارستان و ... باید سنی مذهب باشد و در صورت مخالفت با هماهنگی سایر نمایندگان اهل سنت کشور تصمیم به استیضاح وزیر مربوطه نمایند.
2- در اکثر ادارات پستهای کلیدی از جمله حراست ها در اختیار اهل سنت باشد.
3- در نیروی انتظامی پستهایی چون اطلاعات، مخابرات، حفاظت از نیروهای اهل سنت مثبت باشد و علمای اهل سنت در قسمت عقیدتی سیاسی به خدمت مشغول باشند.
4- علمای اهل سنت مانند شیوخ شیعه بدون هیچگونه مانعی در مدارس سخنرانی و عقاید اهل سنت را بیان نمایند.
5- هر تغییر یا تحولی در هر اداره ای با هماهنگی نماینده و حوزه علمیه احناف باشد.
6- از تجمع و راهپیمایی بی اساس و مسخره بعد از ظهر تاسوعا و غروب عاشورا در شهر "خواف" جلوگیری شود.
7- آزاد بودن جماعات تبلیغی در سطح شهرستان و کشور و خارج از کشور.
8- استخدام جوانان اهل سنت اعم از پسر و دختر در تمام ادارات دولتی.
گفتنی است این تندروی ها در برخی مناطق کشور اخیرا دیده شده و به نظر می رسد حربه ای برای ایجاد درگیری و تفرقه میان جوانان شیعه و سنی باشد.
نقش علمای دو مذهب بزرگ اسلامی در چنین مواردی حساس و موضع گیری صریح و بموقع ایشان می تواند این حربه ها را در نطفه خفه کند.
نظرات ()آیتالله وحید خراسانی، از مراجع برجسته تقلید، در پیامی، خواستار تعظیم شعایر فاطمیه شد.
در این پیام آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
صلوات و سلام خدا بر صدیقه شهیده که به اتفاق تمام مسلمین آن کس که «ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی » او را سیده نساء عالمین نامید. نشان عبودیتش در مقابل خالق، قدمهای ورم کرده در محراب عبادت بود و رأفت و رحمتش به خلق خدا به آنجا رسید که سه روز، روزه را به آب افطار کرد و قوت خود و فرزندانش را به مسکین و یتیم و اسیر داد و خود و فرزندان خردسالش، سه روز رنج گرسنگی را تحمل کردند که انسانی هر چند کافر، بی قوت و غذا نماند «ویُطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ویتیماً وأسیرا».
آبرویش به درگاه خدا به جایی رسید که دعای مستجابش درآیه مباهله همطراز دعای پیغمبر خاتم شد.
شاهد عصمت کبرای او، آیه تطهیر است و دلیل مقام و منزلتش، سوره کوثر. ارادهاش آنچنان فانی در اراده خدا شد که رضا و غضب خداوند عالم، دائر مدار رضا و غضب او شد.
اوست که بر در بهشت نوشته شده: فاطمه برگزیده خداست، اوست که آفتاب آسمان رسالت پدر اوست و ماهتاب سپهر امامت شوهر اوست و یازده ستاره فروزانِ چرخِ ولایت در دامن اوست.
اگر پیغمبر خاتم تاج سر عالم شد، او مهجه قلب رسول و بضعهای از وجود اشرف ولد آدم شد.
وظیفه هر مسلمانی که رهین منت هدایت رسول خدا به حیات ابد و سعادت معرفت و عبادت خداوندِ واحد أحد است، آن است که روز عزای یگانه دخترش که به فرموده او، محبوبترین خلق نزد اوست، اجر رسالت آن حضرت را به تعظیم شعائر ماتم فرزندش ادا کند.
«قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی».
و در عوض این مودت، به شفاعتی نائل شود که خدا به آن حضرت وعده داده است: «ولسوف یعطیک ربّک فترضی».
اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها
حسین الوحید الخراسانیز
نظرات ()بسم اللّه الرحمن الرحیم
فرا رسیدن ایام شهادت
صدّیقه ی کبری،حضرت فاطمه الزهرا(سلام اللّه علیه)
را به محضر قطب دایره ی امکان،
غریب و مظلوم عالم
مولانا حضرت بقیه اللّه الاعظم
(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) و همچنین شما دوستداران و دلسوختگان
اهل البیت (علیهم السلام) تسلیت عرض
می نماییم.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابعاً له علی ذلک
نظرات ()ابوبکر :
ای مردم بر شما باد به (دوستی و پیروی از) علی بن ابی طالب(علیه السلام)پس همانا من شنیدم رسول خدا (ص)
می فرمود :علی (علیه السلام) بعد از من بهترین کسی است که خورشید بر او تابیده و غروب نموده )0
(لسان المیزان : ج 6 ، ص 91)
عمر بن خطاب :
به خدا قسم اگر شمشیر علی نبود هرگز اسلام پا بر جا
نمی شد و او بالاترین و برترین قاضی و پیشگام در اسلام و صاحب شرف می باشد.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید : ج 12 ، ص 82)
عثمان :
شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود :
نگاه به علی (علیه السلام) عبادت است0
( تاریخ الخلفاء سیوطی : ج 1 ،ص 96)
علامه محب الدین طبری از عمر نقل نموده که گفت :
علی مولای و واجب الا طاعه کسی است که رسول خدا (ص) مولی و واجب الاطاعه او بوده است 0
ریاض النضره : ٢/١١۵
نظرات ()فضائل و مقامات ابوطالب علیه السلام
و در مـیـان عموهاى حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم ، حضرت ابوطالب و حمزه از هـمـه افـضـل بـودنـد. و ابوطالب اسمش عبدمناف است و کنیتش ابوطالب چنانکه پدرش عبدالمطلّب فرموده :
شعر :
وَصَیْتُ مَنْ کَنَّیْتُهُ بِطالِبٍ
و آن بزرگوار سیّد بطحاء و شیخ قریش و رئیس مکّه و قبله قبیله بود.
عَبْدَ مَنافٍ وَ هُوَ ذوتجارُبٍ(360)
وَ کانَ رَحِمَهُ اللّهُ شَیْخا جسیما وَسیما، عَلَیْهِ بَهاءُ الْمُلُوکِ وَوقارُ الْحُکَمآءِ.
گـویـند: به اکثم بن صیفى حکیم عرب گفتند از که آموختى حکمت و ریاست و حلم و سیادت خـود را؟ گـفـت : از حـلیـف حـلم و ادب ، سـیـّد عـجم و عرب حضرت ابوطالب بن عبدالمطّلب (361) و در روایـات بـسـیـار اسـت کـه مـَثـَلش مَثَل اصحاب کهف است ، ایمان خود را پنهان کرد تا بتواند پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سـلّم را نـصـرت کـنـد و شـرّ کـفـّار قریش را از آن حضرت بگرداند و ابوطالب مستودع وصـایـا و آثـار انـبـیـاء بـود و آنـهـا را بـه پـیـغـمـبـر صـلى اللّه عـلیـه و آله و سلّم ردّ کرد.(362)
و در خبر است که نور آن جناب خاموش کند نورهاى خلایق را مگر پنج نور (که نور محمّد و عـلى و حـسن و حسین و ائمه علیهماالسّلام مى باشد) و اگر گذاشته شود ایمان ابوطالب در کـفّه ترازوئى و ایمان این خلق در کفّه دیگر، هر آینه رجحان و زیادتى پیدا کند ایمان ابـوطـالب بـر ایـمـان ایـشان ! و امیرالمؤ منین علیه السّلام دوست مى داشت که روایت شود اشـعـار ابـوطـالب و تدوین شود و مى فرمود: بیاموزید آن را و تعلیم کنید اولاد خود را؛ زیرا که آن جناب بر دین خدا بود و در اشعارش علم بسیار است .(363)
بـالجمله ؛ خدمات ابوطالب در دین و نصرتش از حضرت سیّد المرسلین صلى اللّه علیه و آله و سلم از آن گذشته است که بیان شود و بس است در این مقام فرمایش پیغمبر صلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم کـه فـرمـوده : پیوسته قریش از من جبان و ترسان بودند یعنى جرئت بر اذیّت مرا نداشتند تا وفات کرد ابوطالب ؛ یعنى آن وقت جرئت بر من یافتند و بر اذیّت من اقدام کردند.
ابن ابى الحدید گفته :(364)
شعر :
وَلَوْلا اَبُوطالِبُ وَابْنُهُ
لَما مَثَّلَ الدّینَ شَخْصٌ فَقاما
فذاکَ بِمَکّةَ آوى وَحامى
و امـّا حـمزة بن عبدالمطّلب پس جلالتش بسیار است و در غزوه اُحُد شهید شد و ما شهادت او را نگاشتیم .
وَذاکَ بِیَثْرِبَ جَسّ الْحَماما(365)
و جـعـفـر بـن ابـى طـالب عـلیـهـمـاالسـّلام در مـُوْتَه شهید شد و ما در ذکر معجزات حضرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم و وقـایـع سال هشتم هجرى شهادت او را ذکر کردیم .
فضائل حضرت حمزه و جعفر طیّار علیهماالسّلام
اینک به مختصرى از فضائل حمزه و جعفر اشاره مى کنیم :
ابـن بـابـویـه از حـضـرت امـام رضـا عـلیـه السـّلام روایـت کـرده اسـت کـه حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم فـرمود که بهترین برادران من على است و بهترین عـموهاى من حمزه است و عبّاس با پدرم از یک اصل برآمده است و فرمود که حضرت در نماز بر حمزه هفتاد تکبیر گفت و در (قُرْب الا سناد) از حضرت صادق علیه السّلام مروى است کـه حـضـرت امـیـرالمـؤ مـنـیـن عـلیـه السـّلام فـرمـودنـد کـه از مـا اسـت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم که سیّد پیشینیان و پسینیان است و خاتم پیغمبران اسـت و وصـىّ او کـه بـهـتـریـن اوصـیـاى پـیـغـمـبران است و دو فرزند زاده او حسن و حسین علیهماالسّلام که بهترین فرزندزاده هاى پیغمبرانند و بهترین شهیدان حمزه که عمّ او است و جـعـفـر کـه بـا مـلائکـه پـرواز مـى کـنـد و قـائم آل مـحـمـّد صـلوات اللّه عـلیـهـم اجـمعین (366). و روایات به این مضمون بسیار وارد شده است .
و عـلىّ بـن ابراهیم روایت کرده که حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود که پـروردگـار مـن بـرگـزیـد مرا با سه نفر از اهل بیت من که من بهترین و پرهیزکارترین ایـشـانم و فخر نمى کنم ، برگزید مرا و على و جعفر دو پسر ابوطالب را و حمزه پسر عبدالمطّلب را الخ .(367)
و ایضا روایت کرده است از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام در تفسیر آیه :
(مـِنَ الْمـُؤ مـِنـیـنَ رِجـالٌ صـَدَقـُوا م ا عـاهـَدُوا اللّهَ عـَلَیـْهِمْ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً).(368)
کـه مـراد از (مـَنْ قـَضـى نـَحـْبـَهُ) حـمـزه و جعفر (مَنْ یَنْتَظِرُ) علىّ بن ابى طالب است .(369)
و نیز از آن حضرت در (بصائر)(370) روایت شده که بر ساق عرش نوشته است که حمزه شیر خدا و شیر رسول خدا و سیّدالشّهداء است .
و شـیـخ طوسى از جابر انصارى روایت کرده است که عبّاس مرد بلند قامت و خوشرو بود، روزى به خدمت حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم آمد چون حضرت را نظر بر او افـتـاد تـبـسـّم نـمـود و فـرمـود کـه اى عـمّ! تـو صـاحـب جـمـالى . عـبـّاس گـفـت : یـا رسـول اللّه ! جـمـال مـرد بـه چه چیز است ؟ فرمود: به راستى گفتار در حقّ؛ پرسید که کـمـال مـرد بـه چـه چـیـز اسـت ؟ فـرمـود کـه پـرهـیـزکـارى از مـحـرّمـات و نـیـکـى خـُلق .(371) و از حـضـرت امـام رضـا عـلیـه السـّلام روایـت شـده کـه حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سلّم فرمودند که حرمت مرا در حق عبّاس رعایت کنید که او بقیه پدران من است .(372)
و ابـن بـابـویـه روایـت کـرده اسـت کـه روزى جـبـرئیـل بـر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم نازل شد و قباى سیاهى پوشیده بود و کمربندى بـر روى آن بـسـتـه بـود و خـنـجـرى بـر آن کـمـربـنـد زده بـود، حـضـرت فـرمـود: اى جبرئیل ! این چه زىّ است ؟ جبرئیل گفت : زىّ فرزندان عمّ تو عبّاس است ؛ یا محمّد واى بر فـرزنـدان تـو از فـرزنـدان عـمّ تـو عـبـّاس . پـس حـضـرت رسـول صـلى اللّه علیه و آله و سلم از خانه بیرون آمد و با عبّاس گفت : اى عمّ من ! واى بـر فـرزنـدان مـن از فـرزنـدان تـو، عـبـّاس گـفـت :یـا رسـول اللّه ! اگـر رخصت مى دهى آلت مردى خود را قطع مى کنم . حضرت فرمود که قلم (373)جارى شده است به آنچه در این امر واقع خواهد شد.(374)
و از ابـن عـبـّاس روایـت کـرده اسـت کـه روزى عـلى بـن ابى طالب علیه السّلام از حضرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم پـرسـیـد کـه یـا رسـول اللّه ! آیا تو عقیل را دوست مى دارى ؟ فرمود: بلى ، واللّه او را دوست مى دارم به دو دوستى : یکى دوستى او، دیگرى آنکه ابوطالب او را دوست مى داشت و همانا فرزند او کـشـتـه خـواهـد شـد در مـحـبّت فرزند تو و دیده هاى مؤ منین بر او خواهد گریست و ملائکه مـقـرّبـان بـر او صـلوات خـواهـنـد فـرسـتـاد؛ پـس حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیه و آله و سلّم آن قدر گریست که آب دیده اش بر سینه اش جارى شـد و فـرمـود: بـه خـدا شـکـایـت مـى کـنـم آنـچـه بـه اهـل بـیت من خواهد رسید بعد از من .(375) و در ذکر اصحاب حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام بیاید ذکر عقیل و عبداللّه بن جعفر و عبداللّه بن عبّاس ان شاء اللّه تعالى .
فـــصـــل دهـــم : در ذکـــر احـــوال چـــنـد نـفـر از اصـحـاب پـیـغـمـبـر (ص ) و اشـاره بـه فضائل آنها
شرح حال جناب سلمان رحمه اللّه
اوّل ـ سـلمـان مـحـمـّدى اسـت رضـوان اللّه عـلیـه (376)، کـه اوّل ارکـان اربـعـه و مـخـصوص به شرافت (سَلْمانُ منَّا اَهْلَ الْبَیْتِ)(377) و مـنـخـرط در سـِلک اهـل بـیـت نـبـوّت و عـصـمـت اسـت و در فـضـیـلت او، جـنـاب رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرموده :
سـَلْمـانُ بـَحـْرٌ لایـُنـْزَفٌ وَکـَنـْز لایـُنـْفَدُ، سلمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ یَمْنَحُ الْحِکمَةَ وَیُؤ تى الْبُرهانَ.(378)
و حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام او را مثل لقمان حکیم بلکه حضرت صادق علیه السّلام او را بـهـتـر از لقـمـان فـرمـوده و حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـّلام او را از (مـتـوسـّمـیـن )(379)شـمـرده اسـت .(380) و از روایـات مـسـتـفـاد شده که آن جناب (اسـم اعـظـم ) مـى دانـسـت (381)و از مـُحـدَّثـیـن (382) (بـه فـتـح دال ) بـوده . و از بـراى ایمان ده درجه است و او در درجه دهم بوده و عالم به غیب و منایا و از تـُحـَف بـهـشـت در دنـیـا مـیـل فـرمـوده و بـهـشـت مـشـتـاق و عـاشـق او بـوده و خـدا و رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم او را دوست مى داشتند. و حق تعالى پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم را امر فرموده به محبّت چهار نفر که سلمان یکى از ایشان است و آیاتى در مـدح او و اَقـران او نـازل شـده و جـبـرئیـل هـر وقـت بـر حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم نـازل مـى شـد امر مى کرده از جانب پروردگار که سـلمـان را سـلام بـرسـانـد و مـطـّلع گـردانـد او را بـه عـلم مـنـایـا و بـلایـا و اَنـسـاب (383)؛ و شـبها براى او در خدمت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم مجلس خلوتى بوده و حضرت رسول و امیرالمؤ منین صلوات اللّه علیهما و آلهما چیزهائى تعلیم او فـرمـودنـد از مـکـنـون و مـخـزون عـلم اللّه کـه احـدى غـیـر او قابل و قوّه تحمّل آن را نداشته ؛ و رسیده به مرتبه اى که حضرت صادق علیه السّلام فرموده :
(اَدْرَکَ سـَلْمـانُ الْعـِلْمَ الاَوَّلَ وَالْعـِلْمَ الا خـِرَ وهـُوَ بـَحـْرٌ لا یـُنـْزَحُ وَهـُوَ مـِنـّا اَهـْلَ الْبَیْتِ).(384)
سـلمـان درک کـرد عـلم اوّل و آخـر را و او دریـائى اسـت که هرچه از او برداشته شود تمام نشود و او از ما اهل بیت است .
قـاضـى نـوراللّه فـرموده : (سلمان فارسى از عنفوان صبا در طلب دین حقّ ساعى بود و نزد علماء ادیان از یهود و نصارى و غیرهم تردّد مى نمود و در شدائدى که از این ممَرّ به او مـى رسید صبر مى ورزید تا آنکه در سلوک این طریق زیاده از ده خواجه او را فروختند و آخـر الا مـر نـوبـت بـه خـواجـه کـایـنـات ـ عـلیـه و آله افـضـل الصـّلوة ـ رسـیـد و او را از قوم یهود به مبلغى خرید و محبّت و اخلاص و مودّت و اخـتـصـاص او نـسـبـت بـه آسـتـان نـبـوى به جائى رسید که از زبان مبارک آن سرور به مضمون عنایت مشحون سَلْمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ سرافراز گردید وَلَنِعْمَ م ا قیلَ:
شعر :
کانَتْ مَوَدَّةُ سَلْمان لَهُ نَسَبا
شیخ اجلّ ابوجعفر طوسى ـ نَوَّرَاللّهُ مَشْهَدَهُ ـ در کتاب (امالى ) از منصور بن بزرج روایت نـمـوده کـه گـفـت بـه حـضـرت امام جعفر صادق علیه السّلام گفتم که اى مولاى من از شما بـسـیار ذکر سلمان فارسى مى شنوم سبب آن چیست ؟ آن حضرت در جواب فرمودند که مگو سـلمـان فـارسى بگو سلمان محمّدى و بدان که باعث بر کثرت ذکر من او را سه فضیلت عـظـیـم اسـت کـه به آن آراسته بود، اوّل اختیار نمودن اوهواى امیرالمؤ منین علیه السّلام را بـر هواى نفس خود، دیگر دوست داشتن او فقرا را و اختیار او ایشان را بر اغنیاء و صاحبان ثروت و مال ، دیگر محبّت او به علم و علماء.
وَلَمْ یَکُنْ بَیْنَ نُوحٍ وَابْنِه رَحِما).(385)
اِنَّ سَلْمانَ کانَ عَبْدا صالحا حَنیفا مُسْلِما وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ(386)
و هـمـچـنـیـن روایت نموده به اسناد خود از سُدَیْر صیرفى از حضرت امام محمّد باقر علیه السـّلام کـه جـمـاعتى از صحابه با هم نشسته بودند و ذکر نسب خود مى نمودند و به آن افـتـخـار مى کردند و سلمان نیز در آن میان بود، پس عُمر رو به جانب سلمان کرد و گفت : اى سلمان ! اصل و نسب تو چیست ؟
نظرات ()باب چهاردهم : در آداب سفر
فصل اول : دربیان سفرهاى نیک و بد و ایام : و ساعات نیک و بد از براى سفر
از حضرت صادق (علیه السلام ) منقول است که در حکمت آل داود نوشته است که نباید کسى سفر کند مگر از براى سه چیز سفریکه توشه آخرت در آن حاصل شود یا سفرى که باعث مرمت امور معاش گردد یا سفرى که از براى سیرو لذتى باشد که حرام نباشد.
درحدیث دیگرفرمود که سفرکنید تا بدنهاى شما صحیح شود و جهاد کنید تا غنیمت دنیا و اخرت بیابید و حج کنید تا مال دار و بى نیازشوید.
درحدیث دیگر فرمود که سفر قطعه ایست ازعداب چون کار شمادرسفر ساخته شود زود باهل خود برگردید.
درحدیث صحیح منقول است که محمد بن مسلم از حضرت صادق (علیه السلام ) پرسید که بزمینى میروم که درآنجا بغیر از برف و یخ چیزى نیست فرمود که چون مضطر است تیمم کند و دیگر بهمچنین زمینى نرود که دینش در آنجا هلاک شود.
در حدیث صحیح منقول است که شخصى بخدمت حضرت امام موسى آمد و گفت میخواهم بسفر روم براى من دعا کنید فرمود که در چه روزى میروى ؟ گفت در روز دوشنبه از براى برکت آنروز زیرا که حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم ) در روز دوشنبه متولد شده است حضرت فرمود که دروغ میگویند حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم ) در روز جمعه متولد شدند و هیچ روز شوم تر از روز دوشنبه نیست حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم ) در آن روز وفات کرد و وحى آسمان ازما منقطع شد و در آن روز حق مارا از ما غصب کردند میخواهى خبر دهم تراودلالت کنم بروز سهل آسانى که خدا در آن روز نرم کرد آهن را از براى حضرت داود گفت بلى فرمودکه آن روز سه شنبه است .
درحدیث معتبر ازحضرت صادق (علیه السلام ) منقول است که هرکه اراده سفرى داشته باشد باید که در روز شنبه سفر کند که اگر سنگى از کوهى بگردد در روز شنبه البته آنرا خدایتعالى بجاى خود برگردانید وهرکه کارها براو دشوار شود و در روز سه شنبه طلب کند که آن روزیست که آهن براى حضرت داود (علیه السلام ) نرم شده است .
درحدیث معتبر منقول است که حضرت رسول خدا در روز پنجشنبه به سفر میرفتند و میفرمودند که روز پنجشنبه را خدا ورسول و ملائکه دوست میدارند.
درحدیث صحیح از حضرت صادق (علیه السلام ) منقول است که مکروه است سفر کردن وسعى در حوائج کردن در بامداد روز جمعه از براى آنکه مبادا از نماز بازماند اما بعد از نماز از براى تبرک خوبست .
درحدیث دیگر فرمود که باکى نیست سفر کردن در شب جمعه .
از حضرت امام رضا (علیه السلام ) منقول است که هرکه در چهارشنبه آخرماه سفرکند بر رد آن جماعتى که بفال بد میدادند از هر بلائى نگاه داشته شود و حاجتش را خدا برآورد و در بعضى از روایات وارد شده است که سفر مکن در روز سیم ماه بیست و چهارم و روز بیست و پنجم و روز بیست و ششم .
در روایت دیگر منقول است که هشتم ماه و بیست وسیم ماه براى سفر خوب نیست و اگر روز هاى ماه با روزهاى هفته معارض شود رعایت روزهاى هفته کردن اولى تر است زیرا که احادیث معتبر در ایام هفته بیشتر است .
در روایت معتبر منقول است که هرکه سفرکند یازن بخواهد ماه در عقرب باشد عاقبت نیکو نیست .
فصل دوم : در دفع نحوستهاى سفر بتصدق و دعا
درحدیث صحیح ازحضرت صادق (علیه السلام ) منقول است که تصدق کن در هر روز که خواهى سفر برو.
درحدیث صحیح دیگر منقول است که از آن حضرت پرسیدند که آیا کراهت دارد سفر کردن در روزى از روزها مثل چهارشنبه و غیر آن فرمودند که افتتاح سفر خود به تصدّق بکن و هروقت که خواهى بدر رو.
درحدیث صحیح دیگر منقول است که ابن ابى عمیر گفت که من در علم نجوم نظر میکردم و طالع را میشناختم و در خاطرم میخلید در بعضى از ساعات بعضى از کارها را اختیار کردن در این باب بخدمت حضرت امام موسى (علیه السلام ) شکایت کردم که هرگاه در دل تو چیزى بیفتد تصدق کن بر اول مسکینى که مى بینى برو که حقتعالى ضرر آنرا از تو دفع مى کند.
درحدیث دیگر از حضرت صادق (علیه السلام ) منقول است که هرکه در اول روز تصدق بکند حقتعالى نحوست آنروز را از او دفع میکند.
درحدیث دیگر منقول است که چون حضرت زین العابدین (علیه السلام ) ببعضى از مزرعه هاى خود میخواستند که بروند میخریدند سلامتى خودرا از خدا به آنچه میسر میشد از تصدق و این تصدق را در وقتى میدادند که پا دررکاب میگذاشتند و چون خدا آن حضرت را بسلامت بر میگرداند شکر وحمد الهى میکردند و تصدق میکردند بآنچه میسر میشد.
درحدیث حسن منقول است که عبد الملک به خدمت حضرت صادق عرضکرد که من مبتلا بعلم نجوم شده ام و گاهى میخواهم پى کارى بروم و بطالع نظر میکنم مى بینم که در طالع شرى هست مى نشینم و ترک رفتن مى کنم و اگر طالع نیک مى بینم میروم حضرت فرمود که آن حاجت برآورده مى شود آیا حکم بنجوم میکنى ؟ گفت بلى فرمود که کتابهاى نجومت را بسوزان .
سید بن طاوس رحمه الله روایت کرده است که چون خواهى متوجه سفر شوى در وقت چند که سفر کردن در آن اوقات کراهت دارد پیش از متوجه شدن سف سوره حمد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق و آیة الکرسى و سوره انا انزلناه و آخر آل عمران اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ تاآخر سوره بخوان پس بگو اَللّهُمَّ بِکَ یَصُولُ الصّائِلُ وَبِکَ یَطُولُ الطائِلُ وَ لاحَوْلَ لِکُلِّ ذى حَوْلٍ اِلاّ بِکَ وَلا قُوَّةَ یَمْتازُها ذُوالْقُوَّةِ اِلاّ مِنْکَ اَسْاَلُکَ بِصَفْوَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ بَرِیَّتِکَ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَعِتْرَتِهِ وَسُلالَتِهِ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ وَاکْفِنى شَرَّ هذَا الْیَوْمِ وَ ضُرَّهُ وَارْزُقْنى خَیرَهُ وَکِفایَةِ الطّاغِیَةِ الْغَوِیَّةِ وَکُلِّ ذى قُدْرَةٍ لى عَلى اَذیَّةٍ حتّى اَکُونَ فى جُنَّةٍ وَعِصْمَةٍ مِنْ کُلِّ بَلاءٍ وَنَقَمَةٍ وَاَبْدِلْنى فیهِ مِنَ الْمَخافِ اَمنًا وَمِنَ الْعَوائِقِ فیهِ یُسْرًا حتّى لایَصُدَّنى صادُّ عَنِ الْمُرادُ وَلا یَحِلَّ بى طارِقٌ مِنْ اَذَى الْعِبادِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شى ءٍ قَدیرٌ وَالاُْمُورُ اِلَیْکَ تَصیرُ یامَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ.
درحدیث صحیح از حضرت امام موسى (علیه السلام ) منقول است که هفت چیز است که اگر در برابر مسافر ظاهر شود براى او شوم است کلاغى که فریاد کند ازجانب راست او و سگى که دم را علم کرده باشد و گرگى که بردم خود نشسته باشد و بر روى او فریاد کند پس سه مرتبه بلند شود و پست شود و آهوئى که از جانب راست او بیاید و بجانب چپ او برود و جغدى که فریاد کند و زن پیر سفید موئى که روبروى او بیاید و ماده الاغى که گوشش بریده باشد پس کسى که از دیدن آنها ترسى بخاطرش بیاید بگوید اعتصمت بک یارب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذلک چون این را بگوید ضررى باو نرسد.
در روایتى منقول است که چون پیش از سفر تصدق کنى دروقت تصدق این دعا بخوان اللهم انى اشتریت بهذه الصدقة سلامتى و سلامة سفرى و مامعى فسلمنى وسلم مامعى و بلغنى و بلغ ما معى ببلاغک الحسن الجمیل وبعد از تصدّق بگوید لااله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلى العظیم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع و مافیهن و مابینهن و رب العرش العظیم و سلام على المرسلین والحمد لله رب العالمین و صلى الله على محمد و آله الطیبین الطاهرین اللهم کن لى جارا من کل جبار عنید و من کل شیطان مرید بسم الله دخلت و بسم الله خرجت اللهم انى اقدم بین یدى نسیانى و عجلتى بسم الله و ماشاء الله فى سفرى هذا ذکرته ام نسیته اللهم انت المستعان على الامور کلها و انت الصاحب فى السفر و الخلیفة فى الاهل اللهم هون علینا سفرنا و اطوِ لنا الارض و سیرنا فیها بطاعتک و طاعة رسولک الله اصلح لنا ظهرنا و بارک لنا فیما رزقتنا و قنا عذاب النار الله انا اعوذ بک من وعثاء السفر و کابة المنقلب و سوء المنظر فى اله المال والولد اللهم انت عضدى و ناصرى اللهم اقطع عنى بعده و مشقته و اصبحنى فیه و اخلفنى فى اهلى بخیر و لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظیم .
فصل سوم : در آداب غسل و نماز و دعا دروقت بیرو رفتن
سید بن طاوس علیه الرحمه روایت کرده است که چون اراده سفر نماید سنت است که غسل کند پیش از برون رفتن در وقت غسل بگوید بِسْمِ اللّهِ وَ بَاللّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ وَالصّادِقینَ عَنِ اللّهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ اَللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبى وَاشْرِحْ بِهِ صَدْرى وَنَوِّرْ بِهِ قَبْرى اَللّهُمَّ اَجْعَلْهُ لى نُورًا وَطَهُورًا وَحِرْزًا وَشِفاءً مِنْ کُلِّ داءٍ وافَةٍ وَعاهَةٍ وَسُوءٍ مِمّا اَخافُ وَاَحْذَرُ وَطَهِّرْ قَلْبى وَجَوارِحى وَعِظامى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَمُخى وَعَصَبى وِما اَقَلَتِ الاَْرْضُ مِنّى اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لى شاهِدًا یَوْمَ حاجَتى وَفَقْرى وَفاقَتى اَلَیْکَ یارَبَّ الْعالَمى نَ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ.
درحدیث معتبر از حضرت رسول (صلى الله وعلیه وآله وسلم ) منقول است که هیچ خلیفه آدمى در اهلش نمیگذارد بهتر از آنکه دروقت بیرون رفتن دورکعت نماز بگذارد پس بگوید اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُکَ نَفْسى وَاَهْلى وَمالى وَذرِّیَتى وَدُنْیاىَ وَآخِرَتى وَاَمانَتى وَخاتِمَةِ عَمَلى .
ابن طاوس علیه الرحمه گفته است که در رکعت اول قل هو الله احد و در رکعت دوم انا انزلناه بخوان .
درحدیث معتبر منقول است که چون حضرت امام محمد باقر (علیه السلام ) اراده سفرى میکردند عیال خود را در حجره جمع میکردند و این دعا میخواندند اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُکَ الْغَداةَ نَفْسى وَمالى وَاَهْلى وَ وَلَدى وَالشّاهِدَ مِنّا وَالْغائِبَ اَللّهُمَّ احْفَظْنا وَاحْفَظْ عَلَیْنا اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فى جَوارِکَ اَللّهُمَّ لاتَسْلُبْنا نِعْمَتَکَ وَلا تُغَیِّرْ ما بِنا مِنْ عافِیَتِکَ وَفَصْلِکَ.
سید بن طاوس علیه الرحمه روایت کرده است که بعد از نماز این دعا بخواند اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُکَ الْیَوْمَ نَفْسى وَاَهْلى وَمالى وَوَلَدى وَمَنْ کانَ مَنّى بِسَبیلٍ اَلشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَالْغائِبَ اَللّهُمَّ احْفَظْنا وَاحْفِظْ عَلَیْنا اَللّهُمَّ اجْمَعْنا فى رَحَمَتِکَ وَلا تَسْلُبْنا فَضْلَکَ اِنّا اِلَیْکَ راغِبُونَ اَللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثاءِ السَّفَرِ وَ کاَّبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَسُوءِ الْمِنْظَرِ فى الاَْهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ فى الدُّنْیا وَالاْ خِرَةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ هذَا التَّوَجُّه طَلَبًا لِمَرْضاتِکَ وَتَقَرُّبًا اِلَیْکَ فَبَلِّغْنى ما اُؤَمِّلُهُ وَارْجُوهُ فیکَ وَفى اَوْلِیائِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ واگر خواهى ایندعا هم بخوان اَللّهُمَّ خَرَجْتُ فى وَجْهى هذا بِلا ثِقَةٍ مِنّى لِغَیْرِکَ وَلا رَجاءٍ یُاءوى بى اِلاّ اِلَیْکَ وَلا قُوَّةَ اَتَّکِلُ عَلَیْها وَلا حیلِةٍ اَلُجَاءُ اِلَیْها اِلاّ طَلَبَ رِضاکَ وَابْتِغاءَ رَحْمَتِکَ وَتَعَرُّضًا لِثَوابِکَ وَسُکُونًا اِلى حُسْنِ عائِدَتِکَ وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِما سَبَقَ لى فى عِلْمِکَ فى وَجْهى مِمّا اُحِبُّ وَاَکْرَهُ اَللّهُمَّ فَاصْرِفْ عَنّى مَقادیرَ کُلِّ بَلاءٍ وَمَقْضِىّ کُلِّ لاواءٍ وَابْسُطْ عَلَىَّ کَنَفًا مِنْ رَحْمَتِکَ وَلُطْفًا مِنْ عَفْوِکَ وَسعَةً مِنْ رِزْقِکَ وَتَماما مِنْ نِعْمَتِکَ وَجِماعا مِنْ مُعافاتِکَ وَوَفِّقْ لى فیهِ یا رَبِّ جَمیعَ قَضائِکَ عَلَىَّ مُوافَقَةَ هَواىَ وَحَقیقَةَ عَمَلى وَادْفَعْ عَنّى ما اَحْذَرُ وَما لا اَحْذَرُ عَلى نَفْسى مِمّا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاجْعَلْ ذلِکَ خَیْرًا لى لاخِرَتى وَدُنْیاىَ مَعَ ما اَسْاَلُکَ اَنْ تَخْلِفَنى فیمَنْ خَلَّفْتَ وَرائى مِنْ وَلَدى وَاَهْلى وَمالى وَجَمیعَ اِخْوانى وَجَمیعَ خُزانَتى باَفْضَلِ ماتَخْلُفُ فیهِ غائبًا مِنَ الْمُؤْمِنینَ فى تَحْصینٍ کُلِّ عَوْرَةٍ وَحِفْظِ کُلِّ مَضیعَةٍ وَتَمامِ کُلِّ نِعْمَةٍ وَدِفاعِ کِلِّ سَیِّئَةٍ وَکِفایَةِ کُلِّ مَحْذُورٍ وَصِرْفُ کُلِّ مَکْرُوهٍ وَکَمالَ ما یَجْمَعُ لى بِهِ الرِّضا وَالسُّرُورِ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِثُمَّ ارْزُقْنى ذِکْرِکَ وَشُکْرَکَ وَطاعَتِکَ وَعِبادَتِکَ حَتّى تَرْضى وَبَعْدَ الرِّضا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُکَ الْیَوْمَ دینى وَنَفْسى وَاَهْلى وَمالى وَذُرِّیَتى وَجَمیعَ اِخْوانى اَللّهُمَّ احْفَظْ الشّاهِدَ مِنّا وَالْغائِبَ اَللّهُمَّ احْفِظْنا وَاحْفَظْ عَلَیْنا اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فى جَوارِکَ وَ لاتَسْلُبْنا نِعْمَتَکَ وَلا تُغَیِّرْ ما بِنا مِنْ نِعْمَتِکَ وَعافِیَةٍ وَفَضْلٍ.
درحدیث معبر منقول است که : جون حضرت صادق (علیه السلام ) اراده سفر مى کردند این دعا میخواندند اَللّهُمَّ خَلِّ سَبیلَنا وَاَحْسِنْ یَسیرَنا وَاَعْظِمْ عافِیَتَنا.
در روایت دیگر منقول است که : چون حضرت رسول (صلى الله علیه وآله وسلم ) اراده سفرى مینمودند این دعا میخواندند در وقتى که بر میخواستند که متوجه شوند اَللهُمَّ بِکَ اَنْتَشَرْتُ وَاِلَیْکَ تَوَجَّهْتُ وَبِکَ اعْتَصَمْتُ اَنْتَ ثِقَتى وَرَجائى اَللهُمَّ اکْفِنى ما اَهَمَّنى وَمالا اَهُمُّ لَهُ وَما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى اَللهُمَّ زَوِّدْنى التَّقْوى وَاغْفِرْلى وَوَجَّهنى اِلَى الْخَیْرِ حَیْثُ ما تَوَجَّهْتُ.در حدیث معتبر از حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) منقول است که : هرکه اراده سفرى نماید و درخانه خود بایستد وبجانبى که اراده دارد که متوجه شود پس سوره حمید را از پیش رو وجانب راست و جانب چپ بخواند پس بگوید اَللّهُمَّ احْفِظْنى وَاحْفَظْ ما مَعى وَسَلِّمْنى وَسَلِّمْ مامَعى وَبَلِّغْنى وَبَلِّغْ ما مَعى بِبَلاغِکَ الْحَسَنِ الْجَمى لِ حقتعالى حفظ کند اورا وآنچه با او است و بسلامت دارد اورا و آنچه با او است و برساند اورا و آنچه با اواست .
سید بن طاوس علیه الرحمه روایت کرده است که چون بر در خانه بایستد تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بخواند و سوره حمد و آیة الکرسى را بنحوى که گذشت بخواند پس بگوید اَللّهُمَّ اِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهى وَعَلَیْکَ خَلَّفْتُ اَهْلى وَمالى وَما خَوَّلْتَنى قَدْ وَثِقْتُ بِکَ فَلا تُخَیِّبْنى یا مَنْ لا یُخیِّبُ مَنْ اَرادَهُ وَلا یُضیِّعُ مَنْ حَفِظَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمِّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاحفَظْنى فیما غِبْتُ عَنْهُ وَلا تَکِلْنى اِلى نَفْسى یا اَرْحَمَ الرّاحِمى نَ اَللّهُمَّ بَلِّغْنى ما تَوَجَّهْتُ لَهُ وَسَببْ لِىَ الْمُرادَ وَسَخِّرْ لىْ عِبادَکَ وَبِلادَکَ وَارْزُقْنى زِیارَةَ نَبِیِّکَ وَوَلِیْکَ اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَالاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ وَ جَمیعَ اَهْلِ بَیْتِهِ عَلَیْهِ والسَّلامُ وَمُدَّنى مِنْکَ بِالْمَعُونَةِ فى جَمیعِ اَحْوالى وَلا تَکِلْنى اِلى نَفْسى وَلا اِلى غَیْرى فَاءَکِلُ وَاَعْطِبُ وَزَوِّد نِىَ التَّقْوى وَاغْفِرْ لى فِى الاْخِرَةِ وَالاُْولى اَللّهُمَّ اجْعَلنى اَوْجَهَ مَنْ تَوَجَّهَ اِلَیْکَ واین دعا نیز بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَتَوَکَّلْتُ عَلَى اللّهِ وَاسْتَعَنْتُ بِاللّهِ وَاَلْجَاءْتُ ظَهْرى اِلَى اللّهِ وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَى اللّهِ رَبِّ امَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذى اَنْزَلْتَ وَبِنَبِیِّکَ الَّذى اَرْسَلْتَ لاِنَّهُ لایَاءتى بِالْخَیْرِ اِلهى اِلاّ اَنْتَ وَلا یَضْرِبْ السُّوءَ اِلاّ اَنْتَ عَزَّ جارُکَ وَجَلَّ ثناؤُکَ وَتَقَدَّسَتْ اَسْماؤُکَ وَعَظُمَتْ آلاؤُکَ وَلا اِلهَ غَیْرُکَ بدرستى که در روایتى وراد شده است که هرکه صبح از خانه بیرون آید این دعا بخواند بلائى باو نرسد تا شام بخانه برگردد و هرکه در شام بخواند و از خانه بیرون رود بلائى باو نرسد تا صبح که بخانه برگردد.
در روایت وارد شده است که : چون حضرت صادق (علیه السلام ) بسفرى میرفتند ایندعا میخواندند اَللّهُمَّ احْفِظْنى وَاحْفَظْ ما مَعى وَبَلُّغْنى وَبَلِّغْ مامَعى بِبَلاغِکَ الْحَسَنْ بِاللّهِ اَسْتَفْتِحُ وَبِاللّهِ اَسْتَجِحُ وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِت اَتَوَجَّهُ اَللّهُمَّ سَهِّلْ لى کُلَّ حُزُونَةٍ وَذَلِّلْ لى کُلَّ صُعُوبَةٍ وَاَعْطِنى مِنَ الْخَیْرِ کُلَّهُ اَکْثَرَ مِمّا اَرجُو وَاَصْرفْ عَنّى مِنَ الشَّرِّ اَکْثَرَ مِمّا اَحْذَرُ فى عافِیَةٍ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَواین دعا نیز مى خواند اَسْئَلُ اللّهَ الَّذى بِیَدِهِ مادَقَّ وَجَلَّ بِیَدِهِ اَقْواتُ الْمَلائکَةِ اَنْ یَهَبَ لَنا فى سَفَرِنا اَمْنًا وایمانًا وَسَلامَةً وَاِسْلامًا وَفِقْهًا وَتَوْفیقًا وَبَرَکَةً وَهُدًى وَ شُکْرًا وَعافِیَةً وَمَغْفِرَةً عَزْمًا لا تُغادِرُ ذَنْبًا.
از حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام ) منقول است کهک چون کسى بسفرى بیرون رود بگوید اَللهُمَّ اَنْتَ الصّاحِبُ فِى السَّفَرِ وَالْحامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَالْخَلیفَةُ فِى الاَْهْلِ وَالْمال وَالْوَلَدِ پس باید آن دعا ها که از براى خانه بیرون آمدن و سوار شدن در فصلهاى سابق گذشت بخواند پس چون سوار شود بگوید اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِلاِْسْلامِ وَمَنَّ عَلَیْنا بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنینَ وَاِنّا اِلَى رِبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ اَنْتَ الْحامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَالمُسْتَعانُ عَلَى الاَْمْرِ اَللّهُمَّ بَلِّغْنا بَلاغًا تُبْلَغُ بِهِ اِلى خَیْر، بَلاغًا تُبْلَغُ بِهِ اِلى رَحْمَتِکَ وَرِضْوانِکَ وَمَغْفِرَتِکَ اَللّهُمَّ لا ضَیْرَ اِلاّ ضَیْرُکَ وَلا خَیْرَ اِلاّ خَیْرُکَ وَلا حافِظَ غَیْرُکَ.
برگرفته از کتاب منتهی الآمال
نظرات ()
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :

